تبليغاتX
تـــــــروند

تـــــــروند

Тарванд

دوست من در تارنگار بخت ملت با عنوان فرهنگ ما در خطر Фарханги мо дар хатар از دشمني روسيه به پيشرفت ما تاجيكان سخن گفته و اينكه نمي تواند پيشرفت ما را بيند، منهم با نظر اين دوست موافقت دارم و همينگونه مي انديشم ولي گمان دارم خود ما هم  در پيدايش اين وضع بي تقصير نيستيم از گذشته سخن نمي گويم كه استاد لايق شير علي حق مطلب را ادا نموده است:

 دامن كوه گرفتيم و دم مركب خويش         رفت از دست همه دامن دشت و دمنم

 نمي پرسم كجا شد دشت خوارزم و فرغانه؟ بر سمرقند و بخارايمان چه گذشت و اكنون در چه محنتي به سر مي برند؟ شهر سبز و ترمذمان اكنون در چه وضعيي اند؟

 از خود و از ديگر خواهران و برادرانم مي پرسم، چرا بعد از گذشت اينهمه سال از استقلال، هنوز زبان اول اكثريت ما تاجيكان روسي است؟ تا كي بايستي زير سلطه اين زبان باقي بمانيم؟ نمي خواهم از سروران دولت انتقاد كنم كه چرا كوتاهي شده است؟ مي خواهم از خودمان بپرسم چرا نمي توانيم خط نياكان را بخوانيم؟ چرا در سرتاسر پايتخت نام يك  مغازه يا كارخانه (اداره) اي به خط فارسي نيست؟ در سرتاسر پايتخت من فقط شعبه بانك تجارت ايران را ديدم كه به خط فارسي نوشته شده است. مي خواهم به دوستان و بردارانم بگويم:

 1- عليرغم گذشت 16 سال از استقلال تاجيكستان و تصويب قانون جايگزيني خط و زبان نياگان بجاي زبان روسي، غلبه و سيطره زبان و خط روسي، مجالي براي توسعه زبان فارسي (تاجيكي) باقي نمي گذارد و بنظر مي رسد همچنان زبان روسي، زبان اول كشور است، به گمانم هر چه سريعتر خط فارسي جايگزين شود كشور زودتر به استقلال واقعي نزديك مي شود. 

 2- لهجه تاجيكي با فارسي استاندارد در ايران اندكي تفاوت دارد، اين تفاوت هم در كلمات و مفردات ديده مي شود و هم در طرز بيان كه طنين خاص خود را دارد، مانند لهجه هاي يزدي و اصفهاني كه طنين ويژه خود را داشته و با لهجه استاندارد يا حتي با لهجه پايتخت (تهران) تفاوت دارند.

براي نمونه برخي كلمه ها، صرفا تفاوت آوايي دارند مانند گشاده كه در اينجا با ك تلفظ مي شود، يا واژه هايي مانند دريا به معني رود، كارخانه به معناي اداره. برخي كلمه ها نيز نظيرشان در فارسي ايران نيست، حالا اين واژه ها فارسي اصيل هستند يا از زبان هاي ديگر وارد شده اند، نياز به بررسي بيشتر دارد، مانند: اَپَه به معناي خواهر بزرگتر، آچه به معناي مادر، باي به معني غني و ثروتمند، كم بغل به معناي فقير ، كافتن به معناي جستجو كردن و ...

بنظر حقير فرهنگستان زبان فارسي ايران و تاجيكستان بايستي در تبيين اين تفاوت ها و در صورت نياز يكسان سازي آنها همكاري نزديك تري داشته باشند

 3- هر چه از پايتخت كه در غرب كشور قرار دارد به سمت ارتفاعات پامير (مرز افغانستان و چين) در شرق پيش روي، عليرغم آنكه زبان ها و گويش هاي محلي در آنجا رايجتر است ولي آنها که فارسی می دانند فارسي را سليس تر و روانتر صحبت مي کنند، خصوصا مسن ترها (بويژه زنان) كه كمتر  تحت تاثير آموزش رسمي قرار گرفته و به اصالت زباني خود نزديكترند. فكر مي كنم در زمينه روش و مواد آموزشي بايستي بررسي دقيق تري صورت گيرد.

 4- يكي از اشكالاتي كه زياد به چشم مي خورد کمبود كتاب ها و منابع آموزشي به خط فارسي است، چرا كه فقط در صنف 5 و 6 يك درس به آموزش زبان فارسي و خط نياگان اختصاص دارد كه خود اين برنامه نيز خالي از اشكال نيست، چرا كه:

 الف –پس از پايان صنف 6 اين كتاب نيز جمع آوري و به دانش آموزان ديگر داده مي شود، اين موضوع باعث مي شود كه فرد ديگر منبعي به خط و زبان فارسي در اختيار نداشته و بتدريج آموخته هاي خود را فراموش كند.

ب- كمبود معلميني كه بتوانند آموزش خط و زبان فارسي را در همين مختصر ساعات بر عهده بگيرند مشكل ديگري است كه اثربخشي اين برنامه را مي كاهد.

در اين زمينه با سرور ارجمند جناب آقاي ميرزا بدل كه انسانی فرهنگ دوست و سردار وزارت فرهنگ می باشد،گپ مي زدم، ايشان گفت: " قرار است امسال ايران دو ميليون كتاب فارسي در اختيار دولت تاجيكستان قرار دهد".

 لازم است از دولت ايران بخاطر اين خدمت فرهنگي قدرداني نمود.  ولي كمبود معلمان را چه مي توان كرد؟ نياز به انديشه دارد. شايد بتوان با فراهم نمودن امكان سفر معلمان ايراني و استفاده از تجربه آنان در تعطيلات تابستاني ایشان، رونقي به آموزش و كسب مهارت در خواندن و نوشتن خط نياكان فراهم نمود ولي اين برنامه بايستي با حضور داوطلبانه براردان ايراني همراه باشد، چرا كه تامين هزينه اين برنامه در حال حاضر در توان وزارت فرهنگ نيست.

 5- به علت سالها تسلط روس ها بر همه ارکان جمهوري تاجيكستان، مردم آگاهي اندكي از پيشينه فرهنگي و تاريخي و حتي ديني خود بطور تفصيلي دارند كه مي توان اين مشكل را با تدوين، نشر و ارسال كتاب هاي ساده و زود فهم از سوي انتشارات ايراني بر طرف نمود. بخاطر اينكه امكانات نشر در تاجيكستان نسبت به ايران خيلي كم است و كتاب هاي نشر تاجيكستان گران درمي آيد و خريدار كم دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 9:47  توسط تروند  | 

با پوزش از وقفه ای که رخ داد، مدتی به ارتفاعات پامیر رفته بودم و امکان دسترسی به اینترنت نداشتم.

 مشاهير

مشاهير تاجيكستان - شهر دوشنبه ۱۴/۰۸/۲۰۰۸

به ترتيب از راست: ماكسيم كوركي، صدرالدين عيني، حافظ شيرازي، سعدي شيرازي، ابوالقاسم فردوسي، ابوعبدالله رودكي، ابن سينا، عمر خيام، عبدالرحمن جامي، ميرزا تورسن زاده، ابوالقاسم لاهوتي

در آمیختگی و یگانگی فرهنگی ایران و تاجیکستان را از همین نگاره زیبا می توان دریافت، براستی به غیر از هیکل (مجسمه) ماکسیم کورگی - که علت حضورش در این نگاره را نمی فهمم-  کدام شخصیت را می توان ایرانی یا تاجیک ندانست یا کدام را فقط می توان از یکی از این دو کشور دانست؟

بازار شاه منصور در شهر دوشنبه

بازار شاه منصور - شهر دوشنبه ۲۸/۰۸/۲۰۰۸

اشكاشم

اشکاشم (کوههای افغانستان در پس زمینه تصویر دیده می شوند)۲۰/۰۸/۲۰۰۸

برآمدگاه باغ رودكي

آماده سازی باغ رودکی (لنین سابق)  پیش از برگزاری کنفرانس سروران پیمان شانگهای در دوشنبه (براي بازديد ميهمانان)

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 13:13  توسط تروند  | 

 ديار آشنا (ويژه گيهاي جغرافيايي كشورهاي آسياي مركزي)

نوشته: نسرين احمديان شالچي                       ISBN:964-444-223-7

مکان چاپ: مشهد            تاريخ چاپ :1387     ناشر: بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي

پس از استقلال كشورهاي اسياي مركزي، بسياري از ممالك جهان با هدف برقراري روابط سياسي و اقتصادي با آنها بر سر ميز مذاكره نشستند. ايران نيز با توجه به تاريخ مشترك و موقعيت مناسب خود، در صدد احياء پيوندهاي ديرين و ايجاد تحكيم روابط نوين برآمد. بديهي است موفقيت در اين زمينه بدون شناخت توانايي ها و محدوديت هاي اين كشورها امكان پذير نيست اين كتاب نيز با همين هدف تهيه شده و با تعيين محدوده اسياي مركزي آغاز مي شود سپس ويژگيهاي‌ طبيعي‌، انساني‌ واجتماعي‌ ناحيه‌ آسياي‌ مركزي‌ و همچنين‌ پنج‌ كشور ازبكستان‌، تاجيكستان‌، تركمنستان‌، قزاقستان‌ و قرقيزستان ‌مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ است‌.

روابط گوناگون ايران و خراسان از جمله مباحثي است كه در انتهاي اين كتاب از آن سخن به ميان آمده و سرانجام راهكارهايي براي بهبود روابط با اين كشورها ارائه شده است.

اگر چه كتاب خالي از كاستي ها، خصوصا در مورد تاجيكان كشور ازبكستان نيست. ولي در مجموع مدخل بسيار مفيدي در زمينه آشنايي بيشتر با اين منطقه است. از ديگر خصوصيات مفيد اين كتاب وجود نقشه‌هاي‌ متعددي است كه مطالب‌ كتاب‌ را تكميل‌ مي‌كنند.

قيمت پايين كتاب نيز ديگر ويژه گي آن مي باشد. (10000 ريال)

 

*******

تاريخ و فرهنگ مردم خجند كتاب ديگري از همين انتشارات است كه اگر چه جزو تازه ها نيست ولي بخاطر ارزش آن در زمينه آشنايي با تاجيك ها و ايراني تباران اسياي مركزي به معرفي آن مي پردازم.

 

تاريخ و فرهنگ مردم خجند

اثر: نذيرجان تورسان زاد         تصحيح :اصغر ارشاد سرابي، مريم ساساني   ISBN:964-444-617-8

مکان چاپ: مشهد            تاريخ چاپ :1383     ناشر: بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي

 

اين کتاب اثري شايسته و خواندني است که پژوهشگران را با تاريخ و فرهنگ مردم خجند و آسياي مرکزي آشنا مي سازد.

مؤلف کتاب را بر اساس آثار مکتوب دوره هاي باستان، سده هاي ميانه، دوره جديد و نيز تحقيقات ميداني نگاشته و نظريات محققان گوناگون را شاهد آورده است.

او خواننده را گاه همراه خود تا فراز كوههاي پامير، آلاي و تيان شان بالا برده و گاه تا عمق دره هاي عميق و سرسبز خجند كشانده است.

كتاب در پنج فصل به شرح زير تدوين شده است:

فصل اول: تاريخ و فرهنگ خجد در آثار و تمدن معنوي و مادي

فصل دوم: جغرافياي تاريخي سرزمين خجند

فصل سوم: تاريخ خجند (از عصر مفرغ آغاز و پس از ذكر دوره هاي هخامنشي، سلوكي و اشكاني، ساساني، دوره اسلامي و ... تا خجند در دوره شوراها)

فصل چهارم: فرهنگ سنتي خجند ( شامل فرهنگ مادي سنتي، لباس، انواع غذاها و طعامها و خانواده)

فصل پنجم: دانشوران و انديشمندان خجندي

نويسنده سرانجام چنين نتيجه مي گيرد كه سراسر خراسان – از ري تا تاش قرقان و از طراز تا كابل – شهر خجند مركز و كانون تاريخ بوده است.

 

« امروزه خجند قديم بعد از دوشنبه، دومين مركز اقتصادي و فرهنگي جمهوري تاجيكستان است. مساحت سرزمين خجند 26 هزار كيلومتر مربع يعني 20٪ مساحت كل سرزمين تاجيكستان و جمعيت آن دو ميليون نفر است كه حدود 1/3 جمعيت كشور است و ... »

 

*******

اگر چه تبر تقسيم اتحاد شوروي سرزمين هاي تاجيك نشين را از هم جدا و آن را بين جمهوري هاي متعدد تقسيم كرد ولي فرهنگ ايراني و زبان فارسي همچنان در اين سرزمين ها رايج است.

براي پژوهندگان و علاقه مندان به جستجو در پهنه فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي، سمرقند نامي آشنا و ارجمند است.

 

سمرقنديان چه مي گويند(لغتنامه مختصر گويش سمرقندي)

اثر: دكتر رسول هادي زاده         ISBN: 964-444-584-8

مکان چاپ: مشهد            تاريخ چاپ :1382     ناشر: بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي

پس از اسلام كه زبان فارسي در حوزه فرهنگي ماورالنهر بويژه در سمرقند – زايشي دوباره يافت و فارسي دري نام گرفت، اين شهر شاعران و اديبان بسيار بزرگي را در خود پرورد. از اين رو، گفتار و گويش سمرقنديان كه از عصر رودكي تا كنون با همه فراز و فرودها همچنان نغز و ناب مانده است مي تواند معياري باشد براي شناخت صورت هاي نخستين و اصيل بسياري از واژه گان فارسي.

اثر حاضر، حاصل تراوش خامه دانشمند تاجيك، پروفسور رسول هادي زاده است كه خود در سمرقند زاده  شده و نتيجه جستجوها و تتبعات خود را درباره گويش سمرقنديان در اين كتاب گرد آورده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:47  توسط تروند  | 

ارمغان بدخشان (شرح حال شاعران قرن هفدهم تا نوزدهم بدخشان(

شاه عبدالله بدخشي  ,  تصحيح :فريد بيژن

مکان چاپ: تهران            تاريخ چاپ :1386     ناشر: بنياد موقوفات دکتر محمود افشار

 

بدخشان سرزمینی با آداب و سنن و السنه و لهجه های گونه گون است که در مجموع تعلق به ادب پارسی دارد. این دیار را با ناصر خسرو و اسماعیلیه می شناسیم اما بسیار بیش از این است و همواره در آن شاعرانی فرهیخته بوده اند و اشعار نغز می سروده اند.

کتاب ارمغان بدخشان تذکرة‌الشعرای قرن هیجدهم و نوزدهم است اما با نگاهی متعلق به اوائل قرن بیستم. نگاهی که از یک سو ریشه در سنت تذکره نویسی دارد و از سوی دیگر تاریخ ادبیات.

در مقدمه می خوانیم: مؤلف در این اثر به شاعران و نویسندگانی می پردازد که به قلمرو بدخشان به مفهوم تاریخی آن مربوط می شوند نه به محدوده بدخشان فعلی.

با مطالعه این کتاب که به ظاهر شرح حال شاعران و نمونه اشعار آنهاست می تواند یک دوره تاریخ ادبی بدخشان را مطالعه کرد و با فرهنگ این سرزمین آشنا گشت. وی در مقدمه هر بخش شرحی جغرافیایی می دهد چنان که در خلال بحث از شاعران به تاریخ هم می پردازد. به علاوه اوضاع اجتماعی و فرهنگی بدخشان را هم مد نظر دارد. علاوه بر اینها مطالبی در ارتباط با قومیت شناسی و زبانشناسی هم دارد. اطلاعات جغرافیایی آن به خصوص ارزشمند است.

 این کتاب حوالی سالهای 1312 – 1316 شمسی نوشته شده است. فرید بیژن در مقدمه مفصل شرحی در باره کتاب و زندگی شاه عبدالله بدخشی آورده که بسیار سودمند است.

 

تاريخ علماي بلخ ج 2

تاريخ چاپ :1386     ناشر:  بنياد پژوهشهاي اسلامي مشهد

 

دومین مجلد کتاب تاریخ علمای بلخ منتشر شد. جلد نخست آن چند سال قبل توسط همین ناشر انتشار یافته بود. این اثر شامل شرح حال علمای بلخ از حرف ع تا بحشی از حرف میم است. بنابرین انتظار می رود که مجلد دیگری هم در راه باشد.

برای هر شرح حال به طور متوسط ده سطر اختصاص داده شده و منابع آن هم آثار کهن است. روشن است که بلخ در تمدن اسلامی کهن جایگاه والایی داشته و در قرون نخستین اسلامی دانشمندان زیادی تقدیم کرده است. بیشتر منابع کتابهای تراجم کهن عربی و قدیمی است و افرادی نیز که معرفی شده اند عمدتا مربوط به دوران قدیم هستند. با این حال شماری از ادبا وشعرای قرون بعدی به خصوص قرن های نهم تا دوازدهم هم در این کتاب معرفی شده است. در این زمینه به معاصرین هم توجهی شده و شماری از عالمان بلخی که تحصیل کرده برخی از حوزه های ایران و عراق بوده اند نامشان در این مجموعه ارزشمند آمده است. تعداد شرح حال های ارائه شده در این مجلد از 290 تا 661 است.

 

آثار تاريخي ورارود و خوارزم

منوچهر ستوده   

 مکان چاپ: تهران     تاريخ چاپ :1386     ناشر بنياد موقوفات دکتر محمود افشار

 

پس از دو سال که از چاپ جلد نخست این اثر گذشته بود، اکنون جلد دوم آن عرضه شده است. این کتاب حاصل گشت و گذار جدی استاد ستوده در شهرهای کهن و بزرگ ماوراءالنهر است که امروزه بسیار کوچک شده اما همچنان در دل خود آثاری از آن روزگاران را جای داده است.

 

این مجلد شامل بیان آثار تاریخی چندین شهر دیگر است.


نخست: شهر سبز یا شهر کش و ترمذ و ختلان

دوم: حصار و پنجکنت

سوم: بدخشان

چهارم: خوراسان شامل مرو و ختل


پس از آن افزوده ها و پیوست هایی دارد که از آن جمله چند گفتار با این عناوین است:

1- آثار و بناهای تاریخی غزنی و بلخ و هرات

2- آثار تاریخی دهستان

3- کتیبه سرخ کوتل بغلان از عبدالحی حبیبی (192 – 294(.


در این اثر بسان مجلد پیشین بسیاری از کتیبه های فارسی از روی در و دیوار مساجد و خانقاهها و سنگ قبرها خوانده شده است. مثلا سنگ قبر حکیم ترمذی (ص 18). مقابر فراوانی هم هست که کتیبه های فارسی دارد اما مدفونین شناخته شده نیستند. در بخش بدخشان اشاراتی را به آثار اسماعیلیه و تاریخچه آنان در آن محیط دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 9:31  توسط تروند  | 

تولد شدن شمس آسمان نبوت بر همه مسلمان جهان مبارك

 

ستاره اي بدخشيد و ماه مجلس شد                  دل رميده ما را انيس و مونس شد

نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت              به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

                                                                             حافظ شيرين سخن

 

اي اصل ديوان غزل، شاد آمدي، شاد آمدي          نقد دل و جان در بغل، شاد آمدي، شاد آمدي

بنياد غم ها سوخته، جان مرا افروخته                 بر قصد صد مكر و حيل، شاد آمدي، شاد آمدي

بكشاده زلف پر شكن، بشكسته صد ارمان من     اي كان عيش بي خلل، شاد آمدي، شاد آمدي

از صفحه برگ گلت، خواندم غزل هاي دلت           اي شاهكار بي بدل، شاد آمدي، شاد آمدي

در عالم شور و مقل، در عرصه جنگ و جدل          اي در ملاحت بي مثل، شاد آمدي، شاد آمدي

در بزم گنگ و كورها، در خوان تلخ و شورها          كندوي سرشار عسل، شاد آمدي، شاد آمدي

بودم زهستي ام خجل، در چاه مانده پا به گل      پيروز بر  ثوج اجل، شاد آمدي، شاد آمدي

اندر لبان غنچه سان، پيك ز عمر جاودان              بر قصد مرگ بي محل، شاد آمدي، شاد آمدي

بر من دمي دوران بران، با من بگو با من بخوان      اي ارمغان از ازل، شاد آمدي، شاد آمدي

                                                         لايق شير علي شهريار شعر فارسي آسياي ميانه

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 9:16  توسط تروند  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 12:35  توسط تروند  | 

بیداد سرما امسال در تاجیکستان مردم را درمانده نموده و جان بسیاری از کودکان را گرفته است.

 

اين سخنان يك دوست در مورد سرمای امسال است:

 

“Вакте ки берун мебарой, нафаси яхи хаво ба руят мезанад ва аз шиддати хунукй об аз чашмонат берун меояд, ба андозае ки атроф ба назарат дархаму бархам намудор мегардад.”

وقتي كه بيرون مي برايي، نفس يخ هوا به  رويت  مي زند و از شدت خنكي آب از چشمانت بيرون مي آيد، به اندازه اي كه اطراف به نظرت درهم و برهم نمودار مي گردد.

 

 سردي كه اين روزها تاجيكستان را در بر گرفته در نيم نيم قرن گذشته سابقه نداشته و كسي نظیرش را به ياد ندارد. در اين اواخر مقامات كشور انتقال برق را در پايتخت – شهر دوشنبه - نيز محدود نموده اند و هم اكنون ساكنان پايتخت تنها ده ساعت در شباروز روشنايي برق را مي بينند و آن هم ذر صورتی كه رعايت شود كه چنين نيست. اما مناطق ديگر بويژه دهات عموما روي برق را نمي بينند.

 

مردم نه امكان و نه خواهش شنيدن راديو و تلويزيون و خواندن نشريه ها را دارند، نه به نوشته هاي روزنامه نگاران و اظهارات مقامات توجه مي كنند. مردم تنها چيزي كه مي خواهند زودتر رفتن سردي و تاريكي و زودتر آمدن برق است.

 

نرخ مواد غذايي و سوختني بالا رفته و مردم آخرين ذخيره مالي خود را براي خريدن غذا و سوخت و دارو صرف مي كنند. بر اثر سردي هوا و غذاي سرد خوردن ها، شماره مريض ها افزايش يافته است، ولي كم كساني به بيمارخانه مراجعت مي كنند، زيرا مي دانند كه آن جا وضع بدتر است و بهتر ني. در پي قطع برق در بيمارستان ها اطفال نوزاد هم به هلاكت رسيده اند كه علت مرگ آنها را مقامات دفعتا مريضيهاي طبيعي عنوان كرده اند. مردم برای کاستن از آزار سرما کیسه های آب گرم را به شکم و پهلوهای طفلان می بندد تا از اثر سرما در امان بمانند.

 

بيش از همه ساكنان بناهاي بلند آشيانه از اين وضع رنج مي برند. در اين بناها كه اكثرشان در دوشنبه نه و پنج آشيان داردند، ليفت ها كار نمي كنند، آب قطع مي شود سيستم فاضلاب يخ كرده است و مردم براي قضاي حاجت مجبورند بيرون بروند كاري كه قبلا از شنيدنش نفرتشان مي آمد.

 

برخي از اين بناها با بتون ساخته شده اند و اين بتون ها خانه ها را به اندازه اي سرد مي كند كه استخوان ها به درد مي آيند. مردم همان لباسي را كه در بيرون مي پوشند با همان لباس خواب مي كنند.

 

مطمئنا وضع زندگي و بهداشت و آموزش بايد نه فقط از فرهنگ و ملت موقع داشته باشد بلكه اكثر مردم هميشه مخالف فرهنگ پرستي و ملت دوست داري با شكم گرسنه و بدن مريض و سرمازده بوده و مي باشند. در اين وضع چه بر سر فرهنگ اين مردم خواهد آمد خدا مي داند. دور از ذهن نيست كه مردم در اين سرماي سخت گرما را بر حفظ ديوان سعدي و شعرهاي رودكي ترجيح دهند و غم چند پاره گي سرزميني و جدا افتادگي از ديگر همزبانان را نخورند، اين است كه كمك و ياري رساني در اين روزهاي سخت محبت ها را بيشتر و پيوندها را محكمتر مي كند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 10:54  توسط تروند  | 

در يكي از جستارهاي پيشين گفته بودم «سران شوروي همواره از آن نگران بودند كه تاجيكهاي آسياي ميانه و افغانستان با ايران متحد شوند و امپراتوري پارسها زنده شود و اين ترس هنوز ميان قدرتهاي معاصر وجود دارد». تاييدي بر اين سخن از غيب رسيد و آنهم اعترافي است كه  هنري كيسينجر، وزير امور خارجه سابق آمريكا در گفت‌وگويي با مجله آلماني «اشپيگل» بر زبان آورده است.

 

اگر به سخنان اين مقام پيشين آمريكا توجه كنيم در مي يابيم كه آمريكاي امروز نيز همچون اسلاف انگليسي خود، روسيه تزاري و سران شوروي سابق از شكوه تمدن ايراني هراس دارند و اينهمه مزاحمت و دردسر كه براي ايران درست مي كنند در همين راستاست.

 

سياست تفرقه انگيزي چون دري، تاجيكي و فارسي ناميدن يك زبان واحد هم نمي تواند جداي از همين سياست دانسته شود. و هر كس كه به اين مسئله دامن بزند دانسته يا نادانسته مزدور بیگانگان است.

 

زبان فارسي ركن اساسي فرهنگ مشترك همه ماست چه در ايران زندگي كنيم يا افغانستان يا تاجيكستان و ظيفه همه ما گسترش قلمرو زبان فارسي از يك سو و از سوي ديگر انكشاف و تقويت آن است. وظيفه همه ما فارسي زبان هاست كه فارغ از ملاحظات دولت ها با وحدت و همدلي در گسترش روابط فرهنگي بكوشيم. رفت و آمدهاي مردمي و ديدار از سرزمين هاي همديگر را بيشتر كنيم و به يكديگر براي بهتر شدن وضعيت اقتصادي و تامين نيازهاي هم ياري رسانيم، و همديگر را در پيشرفت هاي علمي و فرهنگي شريك بدانيم و تجربيات مان را با همديگر به اشتراك بگذاريم.

 

به كوري چشم دشمنان روابط فارسي زبانان آسياي ميانه، ايران و افغانستان روزبروز گسترش خواهد يافت و همگي با هم شكوه تمدن ايراني را دوباره از نو مي سازيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 8:43  توسط تروند  | 

رئیس جمهور تاجیکستان امام علی رحمان روز شنبه ۲۰ بهمن ۸۶ وارد تهران شد. مراسم استقبال رسمی از ایشان امروز ۲۱ بهمن با حضور رئیس جمهور اسلامی ایران برگزار خواهد شد. ضمن آروزی سلامتی برای رهبران دو کشور دوست و برادر از ایشان درخواست می کنیم در جهت گسترش پیوندها و روبط فی مابین تدابیر موثری اتخاذ نمایند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 9:16  توسط تروند  | 

 Мавлоно ва ъошўро

کجایید ای شهیدان خدایی

بلا جويان دشت کربلايي

کجاييد اي سبک روحان عاشق

 پرنده‌تر ز مرغان هوايي

کجاييد اي شهان آسماني

 بدانسته فلک را درگشايي

کجاييد اي ز جان و جا رهيده 

کسي مر عقل را گويد کجايي

کجاييد اي در زندان شکسته 

بداده وامداران را رهايي

کجاييد اي در مخزن گشاده

کجاييد اي نواي بي نوايي

در آن بحريد کين عالم کف اوست

زماني بيش داريد آشنايي

کف درياست صورت‌هاي عالم

 ز کف بگذر اگر اهل صفايي

دلم کف کرد کين نقش سخن شد

بهل نقش و به دل رو گر ز مايي

برآ اي شمس تبريزي ز مشرق

که اصل اصل هر ضيايي

مولانا جلال الدين محمد بلخي

куч,оед эй шаҳедони ходое

бало ч,ўйони дашти карбалое

куч,оед эй субук рўҳони ошиқ

парандатар зи мурғони ҳавое

куч,оед эй шаҳони осмоне

бидониста фалакро даргушое

куч,оед эй зи ч,ону ч,о раҳеда

касе мдр ақлро гўйад куч,ое

куч,оед эй дари зиндон шикаста

бидода вомдоронро раҳое

куч,оед эй дари махзан гушода

куч,оед эй навойи бенавое

дарон баҳред кин ъолам кафи ўст

замоне беш доред ошиное

кафи дайост сўратҳойи ъолам

зи-каф бугзар агар аҳли сафое

дилам каф кард кин нақши сухан шуд

биҳил нақшу ба дил раw гар зи-мое

баро эй шамси табрезе зи-машриқ

ки асли асли ҳар зиое

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:17  توسط تروند  | 

ريزش ترمه يا بهمن در دره ورزاب

 

آتش سوزی ساختمان اصلی دانشگاه پزشکی

 

برخورد یک مینی بوس با یک لوکوموتیو در دوشنبه

 

وقوع رشته زمین لرزه ها در ناحیه بلجوان

 

ايران براي برپايي چهار نمايشگاه بين‌المللي با تاجيكستان همكاري مي‌كند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 15:24  توسط تروند  | 

قلمرو جغرافيايى و تاريخى زبان فارسى، درى يا تاجيكى - به هر زبان كه مى خواهيد بناميد؛ «آب اگر صد پاره گردد، باز با هم آشناست» - سرنوشت مشترك فرهنگى ما را رقم مى زند و همين قلمرو همانندى هاى شگفت انگيزى را ايجاد كرده است و همين زبان و مايه مشترك، ايران، تاجيكستان و افغانستان را به هم پيوسته است. اين پيوستگى، يك پيوستگى تاريخى است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 14:45  توسط تروند  | 

آيا مردم ايران مي دانند بر فرزندان‌ رودكي‌ در ماوراءالنهر، در شهرهاي‌ باستاني‌ سمرقند، بخارا، ترمذ، فرغانه‌، تاشكند و خجند در طول‌ حاكميت‌ نزديك‌ به‌ يك‌ قرن‌ سلطه‌ سياه‌ كمونيست‌ چه‌ گذشت؟ آيا با شكسته‌ شدن‌ پيوند پوشالي‌ كمونيست‌ در اين‌ مناطق‌ در سال‌ 1991 دريچه‌اي‌ رو به‌ گذشته‌ نياكان‌ اين‌ مردمان‌ باز نشد؟

 

سرزمين تاجيكستان كه تا پايان دوران سامانيان سراسر شمال آمودريا (جيحون) را شامل مي شد بتدريج براثر هجوم تركها، مغولها و اقوام نيمه زرد مهاجر كوچك شد و آخرين ضربه را از رهبران شوروي خورد كه قسمت هاي ديگري از آن را به جمهوري هاي مجاور دادند. سران شوروي همواره از آن نگران بودند كه تاجيكهاي آسياي ميانه و افغانستان با ايران متحد شوند و امپراتوري پارسها زنده شود و اين ترس هنوز ميان قدرتهاي معاصر وجود دارد.

 

دولت امامعلی رحمانف سه قهرمان تاریخی برای ملت خویش برگزیده است که عبارتند از : فردوسی ، کوروش و اسماعیل سامانی که این خود نشان دهند ژرفای روابط دیرینه میان ایران و تاجیکستان است

 

خوشبختانه دولت تاجیک همانند ملت آن نگرش و توجه شایانی به مسئله ملیت و فرهنگ ملی دارد. دولت امامعلی رحمان سعی دارد با تکیه بر فرهنگ باستانی و ملی خود پله های بهروزی و  پیشرفت را طی کند. به همين دليل است كه بازگشت به هويت ملي تبديل به روند جاري تحولات تاجيكستان شده است.

 

در همين راستا پس از استقلال تاجيكستان، در سال پيش روند تغيير نام خيابان‌ها، ميدان ها، مراكز و اماكن عمومي در تاجيكستان به نام شاعران و بزرگان تاجيك و زبان و ادب فارسي آغاز شد.

 

امامعلي رحمان " رييس جمهوري تاجيكستان با صدور فرماني، باغ مركزي (پارك)  "لنين" در شهر دوشنبه پايتخت اين كشور را به نام باغ "رودكي" تغيير داد.

 

در اين فرمان كه به مناسبت يكهزار و صد و پنجاه سالگي "ابوعبدالله رودكي" شاعر نامدار پارسي گوي صادر شد، آمده است كه به جاي مجسمه لنين در اين باغ مجسمه رودكي با معماري مناسب نصب شود.

 

باغ لنين كه در مركز شهر دوشنبه قرار دارد نيم قرن پيش و در زمان اتحاد جماهير شوروي ساخته و در آن مجسمه‌اي از لنين نصب شد.اين باغ علاوه بر داشتن شهربازي، زمين ورزشي و سالن نمايش تئاتر و فيلم هاي سينمايي را در خود جاي داده است.

 

رييس جمهوري تاجيكستان سال گذشته (۱۳۸۵) نيز در فرماني، نام لنين را از قله هفت هزار متري كوهستان ولايت بدخشان تاجيكستان برداشت و نام "ابوعلي سينا" را به جاي آن پيشنهاد كرد.

 

امامعلي رحمان همچنين قله ديگر اين كوهستان كه در پي كودتاي سال ‪۱۹۱۷ ميلادي كمونيست‌ها در روسيه "انقلاب" نامگذاري شده بود به قله "استقلال" تغيير نام داد.

 

چهار سال پيش نيز قله "كمونيسم" كه بلندترين قله كوهستان بدخشان تاجيكستان است وبيش از هفت هزار متر ارتفاع دارد به قله "اسماعيل ساماني" تغيير نام يافت.

 

همچنين در سال گذشته به پيشنهاد امامعلي رحمان روند حذف پسوندهاي روسي از نام تاجيكان آغاز شد.

 

پيشنهاد رييس جمهوري تاجيكستان براي تغيير نام اماكن پس از تصويب مجلس نمايندگان تاجيكستان به مورد اجرا گذاشته مي‌شود.

 

از مردم شريف ايران انتظار مي رود با گسترش هر چه بيشتر روابط فرهنگي و اقتصادي با مردم و دولت تاجيكستان خواهران و برادران همزبان و هم نژاد خود را در بازيابي هويت ملي- فرهنگي و توسعه و پيشرفت اقتصادي ياري نمايند.

 

----------------------------------------------------

امامعلي رحمان (به تاجيكي امامعلی شریفوویچ رحماناو) زاده ۱۹۵۲ در شهر زیبای کولاب؛ رییس جمهور تاجیکستان از سال ۱۹۹۵ است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 7:7  توسط تروند  | 

سرگذشت زبان فارسي، داستاني است شيرين و خواندني، زبان فارسي فرزند برومند زبان آريايي* است. اين قوم از روزگاران كهن در پهنه فلات ايران، كوههاي پامير و آسياي ميانه مي‌زيسته است. اگر چه بسياري از فرزندان اين قوم به سرزمين هاي دور كوچ نموده اند ولي هسته بنيادي آن هنوز هم با استواري در همين سرزمين سپند مي زيند و آن را چون جان گرامي مي‌دارند.

 

فرهنگ و تمدن ايراني از كهنترين زمان تا كنون داراي  پيوستگي تاريخي و جاودانگي ذاتي بوده است كه هيچ رويداد سهمگيني تا كنون نتوانسته آن را از پاي درآورد. براستي راز شگفت اين جاودانگي در چيست؟ و نشانه هاي آن كدام است؟

 

دری فارسی ویا فارسـی دری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 10:30  توسط تروند  | 

مي خواستم خود را از جنگ بر سر نام ها بر كنار دارم، اما نمي توانم اين نكته را ناديده گذارم كه اين جنگ نام ها هر ريشهء منطقه اي و محلي كه داشته باشد، نمي تواند از توطئه دشمنان اتحاد همه فارسي (تاجيك يا دري ) زبانان بر كنار باشد. همه ما مي دانيم كه امروزه دشمنان ملت آريا برآنند تا با دامن زدن به اختلاف هاي جزئي آتش نفاق و فتنه را در بين همزبانان سه كشور ايران، افغانستان و تاجيكستان شعله ور كنند. هدفشان نیز آن است كه با انكشاف بحث تمايز دري با فارسي، مانعي رواني در برابر اتحاد اين مردمان همريشه و همزبان ايجاد كنند.* و  گر نه چه كسي است كه نداند اين هرسه نام هاي يك زبانند. و هرسه درست و معتبرند و دلايل تاريخي اين نام ها نيز روشن است و بر كسي هم پوشيده نيست، مگر آنكه از مردمان عامي و كم سواد باشند. اگر به دلايل تاريخي تفاوت اين نام ها توجه كنيم، اختلاف از ميان برداشته مي شود.

 

اختلاف خلق از نام اوفتاد